تو را سپاس

تو را می خوانم با شرم در سکوت بی هوا

از اول خط خواندی مرا ؛ خطی که در این دنیا آغازم کردی

آنگاه که لبخند را توشه ام ساختی ،

اندیشه را هادی ام و دل را پناهم

به یادم  می آیی . . . چه شیرینی !

از هر دری باغ  می نمایی ، از هر راهی سفر می آفرینی

از هر کسی قصه می گویی ، از هر گلی شبنم می باری

از هر کلامی درس می دهی ، از هر عشقی زندگی می سازی!

زندگی را ادامه می دهم . . . روزی به تو خواهم رسید !