نصیب من...!!
نو
دولت
آنانکه سر بر سينه عزلت کشيده اند
آرام، در سرای وجود آفريده اند
اين زيرکان، که گوش به هر قصه داده اند
افسانه ی وفا بتامل شنيده اند
مردان عشق را به هياهو چه حاجت است
رندان روزگار خموشی گزيده اند
از شوق خنده های پرازمعنی جهان
نو دولتان چه زود،گريبان دريده اند
**ای نا مراد مانده زهر آرزوی خام**
**غمگين مشو نصيب تو هم آفريده اند**
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۸ ساعت 9:34 توسط دیبا
|