سخن از صدای عشق...

من عشق رادرعمق نگاهت خواندم و صدای محبت رادر کوچه باغ آشناییمان شنیدم .. برایت گریستم و به یادت خندیدم و به نشانه ی وفاداری دفترم را بنامت نوشتم و نامی باندازه عشق برایت برگزیدم ..و آنرا به صفای دلم پیوند زدم ..

پزواک افسرده صدایم را به گوشت رساندم تاتورابیابم..!!ولی نه.........

انگارهنوز عشق به صداقت باران و به پاکی آب نرسیده است تا قناری های خوش آواز .. شعر وصال بخوانند..!!؟