تقصير از پروانه نيست ، اگر در راه عاشقي جان مي سپارد..!! گناه از شمع است

كه بي رحمانه بالهايش را به آتش مي كشد .

تقصير از گلبرگهاي لطيف شقايق نيست ، اگر در غم جدايي از موطن پرپر مي شوند

گناه از دستان بي انصافي است كه جدايي را براي او به ارمغان مي آورند .

تقصير از پرستو ها نيست اگر بي آشيان و بي قرار میروند..!! گناه از سرماي بي

رحمي است كه كوچ را به آنها تحميل مي كند .

تقصير ازماه نيست اگر هر شب شاهد صبورتنهايي هاست..!!

گناه از چشماني است كه با سردي نگاهشان غم را به دلها حواله مي كنند .

تقصير از معشوقه ها نيست اگر بي وفايي پيشه كرده اند..!!گناه از عاشقان است

كه با صداقت بيگانه مانده اند .

تقصير از سوگند من نيست اگر به عشق وفادار مانده است

گناه از توست كه براي بي مهري هايت به دنبال بهانه اي ...

تقصير از آبي پرچين و شكن محبت من نيست ، اگر بي خبر رفته ام

گناه از دل خاكستري پر نيرنگ توست كه تا ابد سنگي خواهد ماند ...!!!؟؟